صدای سخن دوست - شماره 10


تاریخ : 

1404/12/18

دعای غریق از امام صادق علیه السلام

یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبي علیٰ دینک

شیخ صدوق، کمال‌الدین، ص ۳۵۱، حدیث ۴۹

لزوم حفظ وحدت و آرامش در هنگامۀ جنگ

در همۀ شرایط زندگی بویژۀ در بحران‏‌هایی همانند جنگ، انسان نیازمند پناهگاه ایمن و پناه‏‌دهندۀ قدرتمندی است که با توکّل بر او بتواند بر وسوسه‌‏های درونی و آثار بیرونی پدیده‏‌های اطرافش فائق آید و بدون ترس و واهمه مسیر بندگی خدا را به سلامت طی کند. زوج‏‌سورۀ اخلاص و مسد که درست پس از مُعَوِّذَتَین (زوج‏‌سورۀ ناس و فلق) قرار دارد نشان می‌‏دهد بیشترین وسوسه‏‌هایی که انسان و جوامع انسانی را آزار می‌‏دهد از ناحیۀ کسانی مطرح می‏‌شود که در مقابل خدا و حق و حقیقت قرار گرفته‏‌اند و با تکیۀ بر زرق و برق زندگی و موقعیت پوشالی‏شان مردم را می‏ترسانند. آنان می‏‌خواهند با دمیدن پی در پی در گوش مردم، قلب و صدر آنان را تسخیر کنند و مردم را برده و بنده و سرسپردۀ خود کنند و همۀ ما یملک و ما کسب آنها را به یغما ببرند و همواره آنان را نیازمند و محتاج خویش کنند. از این رو، سه سورۀ ناس و فلق و اخلاص (معوِّذات) پی در پی با «قل» آغاز می‌‏شوند تا مردم با تکرار آگاهانۀ آن سه سوره، ذهن و قلب خویش را از تأثیر تبلیغات و اخبار دروغین‏ آن‌ها در امان نگه‏دارند و با تکیۀ بر قدرت و صمدیت خدا، هرگز تحت تأثیر شانتاژها و تهدیدهای توخالی ابولهب‏‌های زمان و نوچه‏‌های حقیر و بیچارۀ آنها قرار نگیرند.

اجل و ترس از مرگ

در بحبوبۀ جنگ، ترس از مرگ یکی از عوامل اضطراب و تشویش است. امّا انسان مؤمن به قرآن، هیچ ترسی از مرگ ندارد، بلکه مشتاق «لقاء الله» و ادامۀ زندگی در جوار پیامبران و امامان و صالحان در عالم بسیار بزرگ آخرت است؛ بنابراین، بجای افسردگی و پریشانی، به ایمان و اعمال صالح خویش، بیش از پیش می‏افزاید، زیرا می‏داند خداوند کسانی را لایق لقاء و دیدار خویش می‏شناسد که این دو ویژگی را داشته باشند: «فمن کان یرجوا لقاء ربّه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعبادة ربّه احداً» ﴿کهف،۱۱۰﴾.

‏در بیان قرآن، اَجَل (مدّت عمر) هر انسانی مشخّص و معیّن است: «هو الّذي خلقكم من طين، ثمّ قضىٰ اجلًا، و اجل مسمّىٰ عنده» (انعام،2). از این رو، با خلقت هر انسانی خداوند فرشتگانی را محافظ انسان قرار می‏‌دهد تا از او تا زمان رسیدن اجلش محافظت کند که زودتر از موعد مقرّر از دنیا نرود: «ان كلّ نفس لمّا عليها حافظ» ‎﴿طارق،٤﴾؛ «وهو القاهر فوق عباده؛ ويرسل عليكم حفظةً، حتّىٰ اذا جاء احدكم الموت توفّته رسلنا وهم لا يفرّطون» ‎﴿انعام، ٦١﴾. بنابراین، تا اجل فرد (زمان رحلت او از دنیا) فرانرسد از دنیا نخواهد رفت، گرچه در عمق میدان نبرد باشد. اجل انسان که برسد از دنیا می‏رود و فرقی نمی‏کند انسان در صحنۀ جنگ باشد، یا در پناهگاهی محکم، یا در منزل خویش، یا به شهر و کشوری دیگر فرار کرده باشد: «اینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فی بروج مشیّدة» (نساء،78).

تبیین عملی آیات فوق در خطبۀ 60 (یا 62) نهج‏البلاغه گزارش شده است: زمانى حضرت علی(ع) را از ترور ترساندند، ایشان فرمودند: «وَ إِنَّ عَلَيَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّةً حَصِينَةً فَإِذَا جَاءَ يَوْمِي انْفَرَجَتْ عَنِّي وَ أَسْلَمَتْنِي فَحِينَئِذٍ لَا يَطِيشُ السَّهْمُ وَ لَا يَبْرَأُ الْكَلْم‏؛ براى من از جانب خدا سپر محكمى است، چون آخرين روز حياتم در رسد آن سپر از پيش رويم كنار رود و مرا به دست مرگ سپارد. در آن زمان نه تير به خطا رود، و نه زخم بهبود يابد.

و به فرمودۀ مولا علی(ع): «كَفَى بِالْأَجَلِ حِرْزاً إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا وَ مَعَهُ حَفَظَةٌ مِنَ اللَّهِ يَحْفَظُونَهُ أَنْ لَا يَتَرَدَّى فِي بِئْرٍ وَ لَا يَقَعَ عَلَيْهِ حَائِطٌ وَ لَا يُصِيبَهُ سَبُعٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُ خَلَّوْا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَجَلِهِ»؛ اجل (موعد مقرّر رحلت از دنیا)، خود بهترين دژ و حِرز است؛ زيرا نگهبانانى از جانب خداوند هر انسانی را همراهى مى‏‌كنند تا در چاه نيفتد يا ديوارى بر سرش نريزد يا درّنده‏اى آسيبش نرساند و چون اجل فرا رسد، او را رها سازند [تا به عالم آخرت رحلت کند] (تحف العقول‏، ص224).

قصّۀ قومی که از ترس مرگ فرار کردند

قصّۀ کوتاهی در آیۀ 243 سورۀ بقره آمده که با آیۀ پس از آن بسیار قابل تأمّل و عبرت‏‌آموز است: «الم تر الى الّذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم اللّه: موتوا ثمّ احياهم، انّ اللّه لذو فضل على النّاس و لكنّ اكثر النّاس لا يشكرون‏» . «و قاتلوا في سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم» (بقره، 244).

هزاران تن از مردمان سرزمینی به سبب ترس از مرگ از شهر و دیار خویش خارج شدند تا نمیرند. اینان همین‌که در بیرون از دیار خویش مستقر شدند و به زعم باطل خویش گمان بردند که از مرگ گریخته‏‌اند، خداوند همۀ آنان را میراند و سپس زنده گردانید تا نشان دهد که همۀ امور عالم از جمله مرگ و زندگی به دست باکفایت و حکیمانۀ اوست. و فرار از مرگ یک رفتار شرک‏‌آلود و مشرکانه است. البته این مطلب هرگز به معنای احتیاط نکردن و پیشگیری نکردن نیست. اتّفاقاً قرآن توصیه‏‌های مهمّی برای حفظ جان رزمندگان در صحنۀ نبرد دارد تا دشمن از غفلت مسلمانان سوء استفاده نکند و شبیخون نزند: «و ليأخذوا حذرهم و أسلحتهم ودّ الّذين كفروا لو تغفلون عن أسلحتكم و أمتعتكم فيميلون عليكم ميلةً واحدةً» (نساء،102).

وحدت و انسجام

وحدت و انسجام رمز پایداری و پیروزی در همۀ صحنه‏‌های اجتماعی بویژه به هنگامۀ جنگ است. همبستگی اجتماعی سبب نشاط مردم و رزمندگان در خط مقدّم و تضعیف روحیۀ دشمن می‏شود. بنابراین، همه باید با تبعیت از فرماندهی کلّ قوا از هر گونه سخن و رفتاری که موجب گسیختگی و شقاق و چنددستگی در جامعۀ اسلامی می‏‌شود بپرهیزند تا رزمندگان و اولیای امور بتوانند شرایط سخت جنگ را به خوبی مدیریت کنند: «اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول وأولى الامر منكم» (نساء،59). در هنگام جنگ نباید به دنبال مقصّر بگردیم که چه کسانی مسبّب آن شدند، این گونه تحلیل‏ها پس از پیروزی و فروکش کردن شعله‏‌های جنگ قابل بررسی است.

زیرا در غیر این صورت، کافران و منافقان و اراذل و اوباش سررشتۀ امور جامعه را به دست می‏‌گیرند و مردم و جامعه را به کفر و شرک، فسق و نفاق، و پرتگاه آتش و سقوط می‏‌کشانند و امنیت را از بین می‏‌برند و ترس و وحشت را فراگیر می‏‌کنند.

پس از رعایت وحدت ملّی، بایسته است وحدت را به یکپارچگی جوامع اسلامی و «اُمّت واحده» ارتقا دهیم. بنابراین شعارها و آرمان‏‌هایمان برای همبستگی همۀ مسلمانان جهان باشد. هنوز برخی در توهمّات و تعصبّات کور مذهبی گرفتارند و ضرورت همدلی صمیمانه و مشارکت همۀ مسلمانان جهان برای غلبه بر جبهۀ کفر و شرک را درک نمی‏‌کنند؛ و صد حیف که نمی‏دانند شعارها و رفتارهای تفرقه‏‌گرایانه و انحصارطلبانه، انسان را پیرو هر دین و مذهبی که باشد متکبّر و مغرور و مشرک می‏‌کند و از جرگۀ بندگان مؤمن خدا خارج می‏‌نماید و او را در ردیف مشرکان و مجرمان و کافران که به عذاب الیم خدا گرفتار خواهند شد قرار می‌‏دهد: «يا ايّها الّذين آمنوا: اتّقوا اللّه حقّ تقاته ولا تموتنّ الّا و انتم مسلمون . و اعتصموا بحبل اللّه جميعًا ولا تفرّقوا ... ولا تكونوا كالّذين تفرّقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البيّنات؛ وأولئك لهم عذاب عظيم» (آل‏‌عمران، 102-105). «انّ الّذین فرّقوا دینهم و کانوا شیعاً لست منهم فی شی‏ء انّما امرهم الى اللّه ثمّ ینبّئهم بما کانوا یفعلون» ﴿انعام، ١٥٩﴾.

دریافت صلوات و هدایت خاص خدا در مصیبت‏‌ها

خداوند حکیم با علم و حکمت همه‏‌جانبۀ خویش همۀ انسان‏ها را با چالش‏‌های متنوّع و متعدّدی از جمله از بین رفتن امنیت، گرسنگی، کاستی در اموال و جان‏‌ها، و محصولات زراعی و باغی مبتلا می‏‌کند و می‏‌آزماید تا بندگان صبور و متوسّل به خدا در این گونه مصیبت‏‌ها، صلوات و رحمت و هدایت الهی را بیش از پیش دریابند: «ولنبلونّكم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثّمرات و بشّر الصّابرين . الّذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انّا للّه و انّا اليه راجعون . اولئك عليهم صلوات من ربّهم و رحمة و اولئك هم المهتدون» (بقره، 155-157. نیز نک: یونس، 106-107؛ انعام، 17-18)؛ بنابراین، در ابتلاها که فقط محدود به صحنۀ جنگ نیست، انسان باید بیش از پیش توجّه‏‌اش به خداوند بزرگ و ارتباط و توسّل و اعتماد و توکّل به او جلب شود، نه اینکه صورت ظاهری اتّفاقات و سختی‏‌ها او را به خود مشغول کند و دچار حسرت و یأس و نومیدی گردد و بجای تقویت و تثبیت ایمان، به انواع شرک‏‌ها روی آورد. زیرا شرک عامل همۀ بدبختی‏‌ها و بدآوری‏‌های انسان است، که اگر انسان از آن‌ها توبه نکند موجبات سقوط و هلاکت او را برای همیشه فراهم خواهند آورد: «و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السّماء فتخطفه الطّير أو تهوي به الرّيح في مكان سحيق» (حجّ،31).

احتکار مواد غذایی، القای کمبود و ترویج شایعۀ قحطی، بالابردن قیمت اجناس، تعطیلی کار و کوشش و درس و مطالعه، حلّ نکردن مشکل نیازمندان به بهانۀ جنگ و ... همه و همه سخنان و رفتارهای شرک‏‌آمیزی است که خداوند سخت از آن بیزار است. چون با وقوع جنگ خللی در رزّاقیت خدا ایجاد نمی‏‌شود که گمان کنیم چون جنگ شده، العیاذ بالله خدا نیز تحت تأثیر جنگ و موقعیت دشوار آن دیگر نمی‌‏تواند رزق خودش را به ما برساند، مهم آن است که با شیوه‏‌های درست آن را بجوییم. خدای رزّاق ذوالقوة المتین در همۀ شرایط رزّاق و رازق است، چه جنگ باشد و چه نباشد: «و ذكّر فإنّ الذّكرىٰ‏ تنفع المؤمنين ...انّ اللّه هو الرّزّاق ذو القوّة المتين» (ذاریات، 55و58).

محسن رجبی قدسی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

سخن تازه

هرزمان یادت کنم زي خویشتن خواهم شدن

غافل از یادت شوم بي خویشتن خواهم شدن

یاد تو آرام جان آب حیات جاودان

چون فراموشت کنم بي خویشتن خواهم شدن

موفّق اصفهانی
صدای سخن دوست - شماره 10

فایلهای مرتبط

صدای سخن دوست (شماره 10)
دریافت
نظرات

نظر خود را در خصوص محتوای ارائه شده در این صفحه با ما در میان بگذارید.

نام را وارد کنید.
نام خانوادگی را وارد کنید.
پست الکترونیک را صحیح وارد کنید
یک تلفن همراه صحیح وارد کنید.